«اقتصاد تردمیلی»؛ وقتی افزایش درآمد از تورم عقب میماند
گروه: بورس و سرمایه گذاری، پول، ارز و رمز ارز | کد خبر: ۷۰۷۴۶ | تاریخ: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸
به گزارش شاخص ۳۶۰، در بسیاری از اقتصادهای تورمزا، مسئله اصلی خانوارها فقط افزایش درآمد نیست؛ بلکه سرعت افزایش درآمد در مقایسه با رشد قیمتها و هزینههای زندگی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر درآمد اسمی افراد افزایش یابد اما قیمت کالاها، مسکن و خدمات با سرعت بیشتری رشد کند، قدرت خرید خانوار کاهش خواهد یافت.
برای توضیح این وضعیت میتوان از یک تعبیر استعاری با عنوان «اقتصاد تردمیلی» استفاده کرد؛ اقتصادی که در آن افراد برای حفظ سطح قبلی زندگی خود ناچارند بیشتر کار کنند، اما بخش قابل توجهی از دستاورد افزایش درآمد آنها در اثر تورم از بین میرود.
وقتی بیشتر کار کردن الزاماً به پیشرفت منجر نمیشود
در این تصویر، خانواری را در نظر بگیرید که درآمد خود را افزایش میدهد و بخشی از آن را پسانداز میکند؛ اما همزمان قیمت مسکن، خودرو، مواد غذایی و سایر هزینههای ضروری با سرعت بیشتری افزایش مییابد. در چنین شرایطی، خانوار ممکن است پس از یک سال پول بیشتری در اختیار داشته باشد، اما همچنان نتواند همان کالایی را که در ابتدای دوره هدفگذاری کرده بود خریداری کند.
برای نمونه، فردی ممکن است برای خرید یک خودرو یا تأمین پیشپرداخت مسکن پسانداز کند، اما پیش از رسیدن به هدف، قیمت دارایی موردنظر به اندازهای افزایش یابد که فاصله او با هدف نهتنها کاهش پیدا نکند، بلکه بیشتر شود.
بنابراین در «اقتصاد تردمیلی»، مسئله صرفاً درآمد پایین نیست؛ بلکه عقبماندن رشد درآمد و ثروت واقعی از تورم است.
تورم، برنامهریزی بلندمدت را دشوار میکند
یکی از مهمترین آثار تورم بالا، کاهش قابلیت اتکای برنامهریزی مالی خانوارهاست. وقتی قیمتها با سرعت بالا و نوسان زیاد تغییر میکنند، هدفگذاری برای خرید کالاهای بزرگ یا سرمایهگذاری بلندمدت دشوارتر میشود.
خانواری که برای خرید یک خودرو یا تأمین مسکن چند سال برنامهریزی کرده است، ممکن است در پایان دوره با قیمتهایی مواجه شود که با محاسبات اولیه فاصله زیادی دارد. در نتیجه، بخشی از برنامههای مالی خانوار دائماً به تعویق میافتد.
افزایش قیمت دارایی به معنای افزایش ثروت واقعی نیست
یکی دیگر از پدیدههای مهم در اقتصاد تورمی، «اثر ثروت» است. افزایش قیمت اسمی ملک، طلا، سهام یا خودرو میتواند باعث شود مالک احساس کند ثروتمندتر شده است؛ اما معیار مهمتر، قدرت خرید واقعی این دارایی است.
برای مثال، اگر فردی یک دارایی را در گذشته با ۴۰۰ میلیون تومان خریداری کرده و ارزش اسمی آن امروز به ۴ میلیارد تومان رسیده باشد، افزایش ۱۰ برابری قیمت بهتنهایی نشان نمیدهد که ثروت واقعی او نیز ۱۰ برابر شده است. باید این افزایش با تورم و قیمت سایر داراییها و کالاها مقایسه شود.
از همین رو، در اقتصاد تورمی، بررسی ثروت واقعی و قدرت خرید اهمیت بیشتری از افزایش صرفاً اسمی ارزش داراییها دارد.
چرا تورم میتواند نابرابری را تشدید کند؟
تورم یکسانی بر همه خانوارها اثر یکسانی ندارد. خانوارهای کمدرآمد معمولاً سهم بیشتری از درآمد خود را صرف کالاها و خدمات ضروری میکنند و امکان کمتری برای سرمایهگذاری در داراییهایی دارند که همگام با تورم رشد میکنند.
در مقابل، خانوارهایی که داراییهای مالی، ملکی یا سایر داراییهای قابلتعدیل با تورم در اختیار دارند، ممکن است بخشی از ارزش واقعی ثروت خود را بهتر حفظ کنند.
بنابراین، تورم بالا میتواند به افزایش فاصله میان خانوارهایی منجر شود که امکان پوشش ریسک تورمی دارند و خانوارهایی که عمده درآمدشان صرف هزینههای جاری میشود.
بدهکاران چه وضعیتی دارند؟
یکی از نکات قابل توجه در اقتصادهای تورمی، اثر تورم بر بدهیهای با نرخ ثابت است. اگر فردی بدهی ریالی با نرخ ثابت دریافت کرده باشد و در طول زمان ارزش واقعی پول کاهش پیدا کند، ارزش واقعی بدهی او نیز کاهش مییابد.
با این حال، این موضوع به معنای آن نیست که هر نوع وامگیری در شرایط تورمی سودآور است. هزینه تأمین مالی، نرخ بهره، امکان بازپرداخت اقساط، نرخ تورم و بازده دارایی خریداریشده همگی باید در نظر گرفته شوند.
در صورتی که بازده واقعی دارایی کمتر از هزینه واقعی بدهی باشد، وام گرفتن میتواند به جای ایجاد مزیت، فشار مالی بیشتری بر خانوار وارد کند.
سه راهکار برای مواجهه با اقتصاد تردمیلی
در چنین شرایطی، نخستین اصل، مدیریت قدرت خرید و نه صرفاً مدیریت درآمد اسمی است. افزایش درآمد زمانی به بهبود وضعیت مالی منجر میشود که بتواند حداقل همگام با تورم حرکت کند.
دوم، خرید کالاهای ضروری را نباید صرفاً با هدف انتظار برای کاهش قیمتها به تعویق انداخت؛ البته تصمیم خرید باید بر اساس نیاز واقعی، توان مالی و شرایط بازار انجام شود.
سوم، استفاده از بدهی باید حسابشده باشد. بدهی ریالی با نرخ ثابت ممکن است در شرایط تورمی از نظر ارزش واقعی کاهش یابد، اما تنها زمانی میتواند مزیت ایجاد کند که هزینه آن قابل مدیریت باشد و منابع حاصل از آن به دارایی یا فعالیتی اختصاص یابد که بازده مناسبی ایجاد میکند.
اقتصاد تردمیلی؛ هشدار درباره تفاوت پول و ثروت
«اقتصاد تردمیلی» بیش از آنکه یک اصطلاح رسمی اقتصادی باشد، استعارهای برای توضیح شرایطی است که در آن افراد برای حفظ سطح زندگی خود ناچار به افزایش تلاش و درآمد هستند، اما تورم بخشی از این دستاورد را خنثی میکند.
در چنین اقتصادی، معیار موفقیت اقتصادی خانوارها نباید صرفاً افزایش حقوق، موجودی حساب یا قیمت داراییها باشد؛ بلکه رشد قدرت خرید، ثروت واقعی و توان دستیابی به اهداف مالی اهمیت بیشتری دارد.
اگر سرعت افزایش هزینههای زندگی از سرعت رشد درآمد و ثروت واقعی بیشتر شود، خانوار ممکن است با وجود کار بیشتر و درآمد اسمی بالاتر، همچنان احساس کند در همان نقطه قبلی ایستاده است؛ تصویری که میتوان آن را «دویدن روی تردمیل اقتصاد تورمی» نامید.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید